خرید بک لینک
سوگواری بعد شادی ! تاحالا شده بعد از یک حجم عظیمی از خوشی غم به سراغتان بیاید ؟ درست همان موقع که فکر میکنید " خب الآن دیگه میتونم با خیال راحت بمیرم " درست همان موقع غم می آید ؛ غم ِ دوست داشتنی ! غم ِ تمام شدن همان لحظه ی اوج ! زندگی من پر از این غم های ِ دوست داشتنی است ! مثل همین امشب ... خو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

چرا اون موقعی که هستم نمیگین ؟ همه یمان میدانیم جهان جای واقعا قشنگی نیست ، همه ی مان میدانیم که چقدر تلخی دارد ، چقدر غم دارد ، چقدر ... اما میدانی همه ی ما امید داریم شاید یک روزی همه چیز عوض بشود ، همه یمان تلاش میکنیم برای یک روزی در آینده ای که هیچ چیزی از آن معلوم نیست همه ی ما انسان های پر از

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

اسطوخودوس سبز تلاش های بی وقفه ی یک اسطوخودوس برای سبز شدن کروکودیل بچه ای که منم ! یادمه مُعلم فیزیکمون بهمون گفت امسال باید یکم پوست کلفت تر باشین ، عین ِ کروکودیل ! امروز که تو غُصه هام غرق بودم ، یاد این حرفش افتادم ، بعد یهو یه اسطوخودوسو دیدم که دورش یه لایه پوست ِ سخت کروکودیلی قرار گرفته

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

ما آدم های بدون ِ عادت ! همیشه دلم میخواست از این آدمها باشم که یک چیز خاصی دارند ، از این آدم ها که وقتی میروند عطر ِ شان تا سال ها دیگران را دیوانه میکند ، از همانها که هر وقت در کیفشان را باز میکنی یک دفترچه ی کوچک گل گلی و یک مداد پیدا میکنی برای نوشتن یا نقاشی کشیدن ، از آنها که همیشه نوعی آد

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

یه نفر داره جار میزنه ، جار ... دیشب ساعت ده ، ده ونیم بود لباس هایم را پوشیدم و خودم را جم و جور کردم رفتم به سمت در ، اعضای خانواده که کنار هم نشسته بودند نگاه هایشان کشیده شد به سمت ِ من ، مادر پرسید کجا به سلامتی این وقت شب ؟ لبخند زدم و گفتم : قراره با دو تا از دوستام سوار یکی از همین کامیون ه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

اسطوخودوس سبز تلاش های بی وقفه ی یک اسطوخودوس برای سبز شدن گذشتن و رفتن پیوسته یک پای برهنه که تمام وزن روی آن افتاده ، نور صبحگاهی روی صورت افتاده ، قرمزی های نوک بینی ، لبهای یخ زده که با صدای ملایمی میخواند تو خیلی دوری ، خیلی دور ، تو خیلی دوری ، خیلی دور ...برچسبها: آآآدط میکنیم تاريخ سـاعت

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

میدانی چرا ؟ چون چشم ها روی من بود میدانی چه موقعی از هیفده سالگی بدم آمد ؟ همان موقعی که دیگر نتوانستم جلوی حبیب خودم باشم،میدانی چرا ؟ چون چشم ها روی من بود ، چون نمیتوانستم هی زل زل نکاهش کنم و بخندم میدانی چرا ؟چون چشم ها روی من بود ، دیگر نمیتوانستم از او آویزان شوم و روی کولَش سوار شوم میدانی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

- عشق اگه ناموس بشه عشقه + بببن ناموسم عین چراغ نگاریه دورش تمومه -پس دورُ بر چراغ نگاری من نپلک ، چون هنو یه چیزایی هست که قدیمیه ، میکُشمت قدیمیه ، ولی من میکشمت ! هرجا که خواستم راجع به فیلم های کیمیایی نقد بخوانم ، همه یک چیز را تکرار میکردند ، کیمیایی درون ِ دنیای ِ سینمای کلاسیک خود مانده ، آث

برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00



اسطوخودوس سبز

تلاش های بی وقفه ی یک اسطوخودوس برای سبز شدن

همینقدر گنگ و بچگانه
میتونم همینقدر عمیق همینقدر مبهم همینقدر ابدی دوستت داشته باشم .

تاريخ سـاعت نويسنده ســپی :)| |



برچسب: نویسنده: ابوالفضل امیری تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 17:00

صفحه بندی